محل تبلیغات شما

رمان ماکانی



ببینید مگا استار چقد از دستشون دلخوره 

منم از دست شماها دلخورم

یعنی چی 

کجایین شما ها من زحمت میکشم چیز میز مینویسم 

شماها کامنت نمیزارید 

کجایید اصلا ????????

باهاتون قهر میکنما ????تهدیدم نکردم راس گفتم 

اصلا من از اولش میدونستم هیچ کدومتون دوسم ندارید ????????

 


https://www.instagram.com/p/BukNtW6luYE/

 

کپشنم خودتون بخونید 

از تو همین اینستاعه 

اصلا حالم گرفته شد 

الهی من فدات شم الهی قربونت بشم دورت بگردم 

آخه ببین چند نفر اینجا عاشقتن 

فقط ما الان تعداد خیلی کمی از این خانواده ایم

الهی من فدات شم ما مگه میزاریم کسی به شما بد بگه 

شماها اینجوری خواستید پشت مگا استارتون باشید 

آره؟! 

همینه یه مشت فن نمای کثیف اومدن 

ما کی تا حالا از این آدما تو خانوادمون داشتیم؟

میخواستید مگا استار خوشحال باشه؟

نه عزیزم کاری کردی که دیگه هر لحظه میخواد استیج رو ول کنه 

الهی من فدات شم میخوای کجا مارو بزاری بری ؟

کسایی که یه روز خبری ازت نباشه خودشونو به هر دری میزنن؟

بعد تو میخوای بزاری بری؟

فکر مارو نمیکنی که نباشی نیستیم ؟

یکم به خودتون بیاید دیگه 

مگا استار از بیمارستان اومده براتون اجرا کرده 

با کمر درد ، با پا درد با وضع وخیم 

بعد شا این کارو باش میکنید 

یاد بگیرید وقتی کسی براتون جونشو میزاره 

براش کم نزارید 

#مگا استا تا آخرش باهاتیم

 

 


دلیل اینکه نمیرید زیر پستای دلنوشته ی 

لاو مقاره ی من کامنت بزارید چیه ????

خب دلم میشکنه دیگه این همه پول عینک دادم 

بیام کامنتای شما رو بخونم????ایییییش

برید کامنت بزارید دلم این همه تکست های قشنگ قشنگ میزارم 

حرف دله همتونه خب برید دیگه


سلام عشقای ملینا خوبید قربونتون بشم

خب اون خبری که داده بودم حلقه ی امیر منتفی شد 

یعنی خودش گفته بود قضیه رو 

و هیچی دیگه 

الان میخواستم بگم دارم یه رمان باحال با دنیا جووونم مینویسم

به اسم عشق بی پایان توصیه میکنم بخونید 

و کامنت بزارید حداقل ????


ببخشید یه سوال توی این کلیپی که گزاشتم

احیانا امیر تو انگشت حلقه ی ازدواجش حلقه نبود ????????

خواهش میکنم بگید دروغه بگید خطای دید بوده 

بگیییییییییییییییییید 

امیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییر????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????


مریضی خر است ????

آقا بگید به دادم برسه 

از دوریش مریض شدم دارم میمیرم

ای خدااااااا 

تب کردم ، گلوم درد میکنه ، سرگیجه دارم ، 

دماغم کیپ شده ????????????

حالم خوب نیس 

برید بهش بگید از دوریش چه بلایی سرم اومد

آها راستی دستمم در رفته 

از این چوب لباسیای ایستاده افتاد رو دستم له شد 

دوست نازنینم کره بادوم زمینی بهش داد 

بی خبر بودم دستم دونه زد اصلا یه وضعیم 

????????????

بگین به دادم برسه 

این همه بغضو کم کنه 

به غم بگید یکی دو روز منو فراموشم کنه 

 


دیروز تولده یکی از بهترینای ما بود داداش رهام دلمون براتون خیلی تنگ شده کاش کنسرت ها برگزار میشد و تولدتو با هم جشن میگرفتیم ببخشید ک نتونستیم کنارت باشیم مثل همیشه ی بدشانسی بزرگ و نداشتن نت نتونستم دیروز تبریک بگم ولی خب میدونید ک ما همیشه ب یادتونیم همیشه عاشقانه دوستون داریم همیشه پشتتون میمونیم داداش رهام مرسی ک بودی مرسی ک برای ما تلاش کردی مارو خوشحال کردی امیدوارم ب تک تک آرزوهات برسی از اینجایی ک هستی بالاتر بری امیدوارم 15790000000000000000000
سلااااام چطور مطورید ؟! با کرونا چیکار میکنید ؟! راستی ت این وضع و تابستون مسخره انقد حوصلم سر رفته ک همه ی تفریحام ته کشیده لطفا بگید شما چیکار میکنید ???? این چند وقت انقد سوال و اینا ت گفتینو یا کامنتا بود برای همین پست غیر ماکانی میزارم ی سوال ک خیلیا گفتن و دوست داشتم توی وبلاگ جوابشو بدم این بود چرا انقد ب کامنت گزاشتن تاکید داری؟! خب ببینید کامنت و یا لایک برای تمام کسایی ک پیج دارن سایت دارن یا اینجوری بگم کسایی ک فالور دارن ی دلخوشیه ب این معنی ک
دنیا : شبو تا ساعت ۵ ۶ لب ساحل گذروندیم خورشید داشت طلوع میکرد رهام * طلوع خورشید و دریا خیلی قشنگه ولی اگه عشقتم کنارت باشه ی چیز دیگه اس دستشو انداخت دور کمرمو محکم بوسم کرد با نگرانی لبخند زدم *هنوز نگفتی چیشده نیلیا & آره چته هی تو خودتی و نگرانی ؟! من #والا قرار بود امیر و ملینا رو آشتی بدم ولی نمیدونم چیشد دیگه *یعنی چی چجوری ؟! #ب مامان و بابای امیر گفتم ک دعوتشون کنن میدونستم بهشون نمیگن جدا شدن و میرن اونجا بالاخره اونجا مجبور میشن با هم خوب رفتار
سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه امیدوارم با کرونا کنار بیاید و مواظب خودتون باشید چند تا مشکل یا بهتر بگم سوال هست ک خییییلی توی گفتینو مطرح میشه 1. چطور رمان رو دانلود کنم؟! رمان آنلاینه و پی دی اف شده نیست 2. چطور پارت های قبل رو بخونم؟! توی قالب های دیگه پیدا کردن پارت ها خیلی سخت بود برای همین قالب رو دوباره عوض کردم تا راحت باشید بالای صفحه روی گزینه ی "عناوین مطلب" کلیک کنید تمام پست های وب اونجا هست تمام پارت ها رو میتونید راحت پیدا کنید 3.
امیر : بعد از اینکه وارد شدیم و سلام و احوال پرسی تموم شد ملینا رو راهنمایی کردم تا لباساشو دربیاره و عوض کنه خودمم کتمو درآوردم و با اون تیشرت جذب رفتم بیرون بعد از چند دقیقه ملینا هم اومد اون شلوار لعنتی ی زیبایی خاصی ب پاهاش میداد کشیده و صاف خوش اندام و زیبا مامانم دو تا پیش دستی روی مبل دو نفره گذاشته بود مامان* بچه ها شما بشینید اینجا ملینا & خیلی ممنون لطف کردید ما اصلا نمیخواستیم شما تو زحمت بیافتید معذرت میخوام *خواهش میکنم این چ حرفیه عزیزه دلم
یعنی انقد زود پارت بعدو بزااااریم ???????????? بچه ها بعد از ی مدت ک نبودم مخاطبای وب خیلی کم شدن اگه واقعا ب نظرتون رمان ساعت عاشقی قشنگه و یا وبلاگو دوست دارید خواهشا و لطفا اگه تونستید معرفی کنید ب دوستاتون یا ب وبلاگ های دیگه صد در صد اگه وبلاگ بزرگ تری داشته باشیم از همه نظر بهتره عااااشقتونم مرسی ک هستید
ملینا : بعد از پارتی همه برگشتن تهران ما از شدت خستگی حتی نمیتونستیم چشمامونو باز کنیم ب سختی خودمونو ب تخت و کاناپه رسوندیم و شبو صب کردیم ساعت ۱۱:۳۰ / از خواب پریدم مثل همیشه خوابای بی سر و ته و مسخره بچه هارو بیدار کردم یکم ک از خماری صبحگاهی بیرون اومدم ی سری ب گوشیم زدم روشن کردم و پیام بود ک رگباری میومد تماسای بی پاسخ پیامای واتسآپ اس ام اس و هر روش دیگه امیر ، دنیا، رهام ، آنیتا ، نیلیا، نیکا ، سعید ، مامان ، آرین و .
ببخشید دیر شد ولییییییییی بااااااااتوووووووووو منتشر شدههههه خیلی قشنگه واقعا چشم انتظارش بودم ب معنای واقعی ولی تا دیدمش قلبم وایساد خیلی قشنگه مممنووووووووون از ماکان و همه ی ماکاااانیا ❤????????????????????????????????????????????????????????????????????❤????????????????????????????????????????????????????????????????????❤????????❤????????????????????❣❣????????????????❣????????????????????????????????????❤????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????❣????????????❤????????????????????????????????????????????????????????❣????????????????????????
خب اول برید توی آشپزخونه . . . . ی لیوان بردارید . . . . آب بریزید . . . . . 10 20 تا قند بندازید توش . . . . . . خب حالا برید ی جایی ساکن شید . . . . اوک حالا یکم از آب قند بخور . . . حالا خیلی با احتیاط و آروم روی "ادامه مطلب" کلیک کن . . . گفتم آروم . . . . . . یادت باشه آروم . . . میخوای نگا نکن . . . . خب نگا کن ولی سکته کردی پای خودت ب من مربوط نیس . . . آروم بزن روش خیلی خیلی آروم
سلام فرزندم چطوری؟! امیدوارم خوب باشی خب این زیر پارت 76 رمانه حلالت نمیکنم اگه اینجا رو نخونی ???? هیچی اصلا حرفی ندارم برید پارتو بخونید و اینگونه شد ک شروع شد ???????????????????????????????????????????? ملینا : توی خواب ناز بودیم اتاق گرم جای گرم و نرم توو بغل عشقت چی از این بهتر ولی ی چیزی میتونست گند بزنه توش گوشیه امیر ساعت 10 صب زنگ خورد امیر خیلی آروم & الو چته توله ای تف توو روحت ب من چ. میزنم توو سرتا
اصلا دیگه نمیگم کامنت بزارید ???????????? ن پشیمون شدم این پارت خداوکیلی کامنت دارم مواظب باشید کسی پیشتون نباشه نازنین این پارتم افتخاری اون وسط مسطاشو واس ت زدم حال کنی حالا خودت میفهمی کجاش بریم پارتو بخونیم . . . امیر : تا حد مرگ توی استخر خل و چل بازی درآوردیمو رقصیدیمو خلاصه از این چرت پرتا ملینا لبه ی استخر نشسته بود و پاهاش توی آب بود و منم کنارش توی آب بودم زنگ درو زدم ملینا آب دهنشو قورت داد مامانش با نگاه باهاش حرف میزد مامان لای درو باز کرد و دید بچه
سلااااام عزیزای دلم امیدوارم حالتون خوب باشه توی این ایام کرونا مواظب خودتون باااااشید درسارم ک باید خوند رمان منم بخونید کامنتم بزارید ???????? اومدم بگم بازدید کننده ها و خواننده های عزییییز یک بار برای همیشه زیر این پست کامنت بزارید ن گزینه داره و ن هیچیییی خواهش میکنم بازدید کننده ها کم شده و حتی همین تعداد با کامنت ها نمیخونه خواهشا خواهشا خواهشا لطفا ملتمسانه خواهش میکنم هر کی رمانو میخونه زیر این پست اعلاااام کنه با این تعداد بازدید کننده باید زیر پستا
74 دنیا : زنگ زدم ب ملینا با شنیدن صدای بوق آزاد دوباره تمام خوشحالی بدنمو فرا گرفت صداشو شنیدم ملینا *الو من @سلاااااااام کجایید شما *سلام زندگیم چطوری عشقم صدای امیر اومد #کیه؟! *دوس پسرمه @جوابه منو بده اون جوجه رنگی رو ول کن #دلت نمیخواد قاتل دوست پسرت من باشم ک؟! *???????????????? @ملییییییییییینا *بلهههههههههه @میگم کجایی *ما دیشب ت جاده گیر کردیم @یعنی چی *یعنی وسط جاده ماشین خراب شد @خب چیکار کردید *هیچی ت ماشین خوابیدیم تا صب بعد بالاخره ی امداد خودرو
دنیا : ساعت ۱۱ شب بود ملینا و امیر نرسیده بودن رهام # پس اینا کجا موندن من & هر آدم خری هم باشه میدونه ساعت ۳ راه نمیافتن ک بخورن ب تاریکی خدا ب جای مغز ب اینا جلبک داده #میخوای ی زنگ بزن بهشون &ولم کن ب من چ اصلا بلند شدم و رفتم اتاق آنیتا &درو باز کننیییید آنیتا درو باز کرد *چته وحشی آمازونی &کی اینجاس *من و میلاد و پرهام و نیلیا &بقیه کجان *خوابن &اییییش برو اونور منم بیام تووووو *ای سلیط

بچه ها سلام (????????????متوجه مسخره بودنش هستم) حالا ولش کنید چطور مطورید امیدوارم حالتون خوب باشه (میدونم ک نیست کدوم دانش آموزی از بازگشایی مدارس خوشحاله اگه خوشحالی توی کامنتا نگو و مارو حرس نده ????) بازم ولش کنید اقا من باید ی معذرت بخوام از کسایی ک میگن توی فلان پارت گفتی میخواین فلان کارو بکنید ولی نکردید ببین خواهرم یا برادرم من وقتی ی پارتی رو همین الان پست میکنم بعد از اینکه حوصلم سر میره میخونمش تمام جملاتش برام هیجان انگیزه ???? انگار تا حالا چشمم بهش
سلاااااام گاااااااایز چطورید از بازگشایی مدارس چخبر???? کیا باید برن مدرسه؟! من ک باید مجازی بخونم???? حالا بگذریم میدونم از این اتفاق فرخنده چندان لبخندی بر لب ندارید (البته اونایی ک آنلاینن شماهایی ک باید برید از ی طرف خوش بحالتون میرید دوستاتونو میبیند و از ی طرف واقعا متاسفم و مواظب خودتون باشید ک مریض نشید ) داشتم میفرمودیدم ???? براتون پارت جدید آوردم بخونید یکم از حال و هوای این روزای کذایی بیاید بیرون حرسمم ندید خدا وکیلی ی کامنت بزارید خستگی نوشتن پارتا
ب نظرم ک زوده ولی بریم برای پارت بعد ????✌???? قبل از اینکه بری پارت جدیدو بخونی ب دوستای ماکانیت بگو ک رمانه منو بخونن و ی سری ب وبلاگ من بزنن ???? . . . امیر : کارای ملینا تموم شد و نشسته بودیم و چایی میخوردیم ملینا * عهههههه مایو برنداشتم من & این یکی دیگه ماله خودمه دوییدم دنبالش کشوی لباساشو باز کرد و دونه دونه مایو هاشو نگاه کرد *هوووم نیم بد نیس اینم خوبه این خیلی بازه این خیلی گرمه ن اینو نمیشه اونجا پوشید این یکی هم ب درد بخور نیس میندازمش دور ب نظرت
امیر : من با هزار استرس و بدبختی رفتم پایین و دیدم باباش نشسته روی صندلی و دو تا فنجون چایی هم رو میزه رفتم نزدیک و سلام کردم نشستم و سرمو انداخته بودم پایین ک ترس و دلهره رو از چشمام نخونه باباش *چایی برای توعه من # دستتون درد نکنه *ملینا میگف همکارشی اما نگف چجوری اگه خواستی حالا ک تنهاییم تعریف کن دستام یخ کرد #امم خب ام نمیدونم ی جور خاصی نگام میکرد #ام آره ملینا هم دانشگاهیه رهام بود بعد وقتی گروه تاسیس شد پیانیست میخواستیم رهامم ملینا رو معرفی کرد
وااااااای دلم میخواد عر بزنم جیغ بزنم کل کوچه رو شله زرد بدم بچه ها میدونم توی این مدت هر کاری میکردین میگف وبلاگ داره بروز میشه ولی ب جز اون توی خود بلاگفا مشکل بوجود اومده بود الان میتونید کامنت بزارید و وای خدایا نمیدونید چ حس خوبیه بعد از چند روزی ک نتونستم وارد شم اووووومدم عااااااااااشقتووووووونم پارت بعدی هم ب زودی ????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️????❤️
دنیا : وسایلامونو جمع کردیم و راه افتادیم سمت خونه ب ملینا من * بچه ها واقعا خونه حوصله آدم سر میره چیکار کنیم رهام #بگم؟! ???? *بگو ن ن عههههه بی ادب میلاد + فقط یا باید سرمونو با گوشی گرم کنیم یا بازی کنیم یا یا دیگه ای ندارم *چه بازی ای آخه +چمیدونم حالا ی کاری میکنیم اصلا مهم نیس منو آنیتا ک میریم تو ی اتاق ولی شماها نمیتونین ???????? #چرا نتونیم معلومه ک میتونیم اصلا دنیا بیا بریم تا ببینن میتونیم *???????????????????????????????????????? رسیدیم ب خونشون ملینا اومد درو باز کرد
رهام : در رستوران باز شد و 10 20 تا دختر و پسر اومدن داخل ی دختره #امیییییییر یکی دیگه@رهاااااااااام #وااای باورم نمیشه میشه عکس بگیریم بلند شدیم و عکس گرفتیم @من چند تا سوال داشتم #میشه درباره ی استوریه دیشبت بگی امیر امیر*استوری دیشبم توضیح دادن نداره ک ???????? #با ایشون بودی واقعا باهم رابطه دارین بغض کرده بود من & اگه توی لایوای ما شرکت میکردید متوجه میشدید ک ما خیلی وقته رابطه ی جدی ای رو شروع کردیم من و امیر خیلی وقته دنیا و ملینا رو معرفی کردیم
امیر : از قسمت آژانس هتل 3 تا ماشین کرایه کردیم و رفتیم توی شهر دور بزنیم ماشینا : ملینا و من و نیلیا و پرهام دنیا و رهام نیکا و سعید و میلاد و آنیتا ملینا +میشه بریم سافاری من #بریم با پیام و ایما و اشاره ب بچه ها گفتیم قبول کردن و رفتیم صحرا . . . . . . بعد از 4 ساعت برگشتیم خونه مث جنازه فقط افتادیم رو تخت و خوابیدیم . . . آنیتا : ساعت 12و نیم بود نشسته بودم رو تخت و با گوشیم ور میرفتم میلاد خواب بود آروم آروم بیدار شد و تصمیم گرفتیم بریم بچه هارم بیدار
سلااااام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه از کرونا در امان باشید ی نظر سنجی داریم هر کی هر کجای رمانو ک فکر میکنه جذاب تره توی کامنتا بنویسه خوااااهش میکنم هممممممم شرکت کنن کامنت ن نیاز ب ایمیل داره و ن هیچی فقط اگه خواستی اسمتو مینویسی و متنی ک میخوای برای من بفرستی خواهش میکنم شرکت کنید رمان رو ب دوستاتون معرفی کنید اعضای وبلاگ رو ببریم بالا و ی چیز دیگه میخواستم بگم یادم رف ????????‍♀️ آها فردا پارت جدید و طولانی و قشنگ پست میکنم عاااااشقتونم یادتون نره
رهام : صب ساعت 12 بلند شدیم و رفتیم صبونه خوردیم و رفتیم تو پاساژا و. بعد از کلی خرید و. برگشتیم هتل ساعت 4 بود فقط وسایلارو گزاشتیم توو اتاقا و رفتیم ی سفره خونه پیدا کردیم نهار خوردیم و قلیون کشیدیم ساعت شده بود 7 من *برای آخرین بار بریم ساحل قایقی چیزی سوار شیم دنیا+ اره بریم ولی فردا هم بریم رفتیم سمت ساحل یکم قدم زدیم و ملینا @ بچه ها بریم توو آب؟! +آره ولی بریم ساحل بغل هتل چون لباسامون خیسه نمیشه از اینجا تا اونجا پیاده رف .

آقا این نامردیه من از درس د زندگیم میزنم پارت بزارم بعد زیر پارتم فقط 3 تا کامنت باشه???? توی پارتای بعدی اتفاقای خوب و بد خیلی زیادی میافته از این ب بعد اگه بتونم روز ی پارت میزارم یا دو روز ی بار حالا در هر صورت آماده ی پارتای منفجر کننده باشید ????????????

همین الان متوجه شدم ک بعضی از اسما علامت نداره مثلا قبلا مینوشتم رهام & نتترختنراهب???? الان & این علامت نیس اونم فک کنم ب خاطر این بوده ک علامتای جدید کیبوردم توی وبلاگ درج نمیشه ب بزرگیه خودتون ببخشید از این ب بعد ازشون استفاده نمیکنم ????????
امیر : صب رفتم دنبال ملینا ک ببرمش دانشگاه رسیدیم ب دانشگاه ملینا پیاده شد و خدافظی کرد من * منتظرتم زود بیا ملینا # ن ت برو من خودم بر میگردم *برو انقد عصبیم نکن #???????? دنیا : ساعت 11 از خواب بیدار شدیم رهام میز صبونه چیده بود رهام به به خانم خوش خواب من صبت بخیر من با صدای خوابالو گفتم @صب بخیر همین ???? این همه کلمه رو پشت هم ردیف کردم ک بگی صب بخیر هیچی از حرفای رهام نمیفهمیدم ایستاده خواب بودم با صدای بلند گف دنیاااااا @عهههه چته چرا داد میزنی چون خوابی
دنیا : روزا خیلی روتین شده بود ما میرفتیم استادیو و ملینا دانشگاه هر کی ی جور درگیر بود بعد از آهنگ جدید چند روز مرخصی داشتیم امیر *این چند بتریم من +امشب بریم بیرون؟! *اوک بریم رهام @ ب بقیه هم بگید +من ب ملینا زنگ میزنم . . +الوووو چطوری ملی ملینا - اولا سلام دوما مرسی ت چطوری +سلام ???? شب حاضر باش بریم بیرون -نننن شب ن امشب مهمونی داریم +یعنی چی چ مهمونی ای؟! -مهمونی پایان ترمه دانشگاه ی مهمونی کوچیک گرفته منم دعوت کردن +اوک پس خوش بگذره -مرسی باااای

دنیا : ملینا از مطب دکترش بر میگشت ما هم خونه ی جدید ملینا بودیم دور هم نشسته بودیم من *ملینا قرار نیس موهاتو بلند کنی دو سال و نیم گذشته ملینا & ن اینجوری خوبه *هووووف رهام + دکتر قرص جدید داد؟! & آره دو تا قرص داد واسه لرزش دست و اون تیک عصبیا +خب نگف کی خوب میشی؟! &ن بلند شد و رفت داروهاشو بخوره &بچه ها من خیلی خستم میرم بخوابم فعلا *اوک برو رفت بالا بخوابه رو ب بچه ها گفتم *این دیوونه کنندس اون دو سال و نیمه ک غیبش زده نگا کنید ملینا چیشده ملینا کی از
دنیا : ملینا از مطب دکترش بر میگشت ما هم خونه ی جدید ملینا بودیم دور هم نشسته بودیم من *ملینا قرار نیس موهاتو بلند کنی دو سال و نیم گذشته ملینا & ن اینجوری خوبه *هووووف رهام + دکتر قرص جدید داد؟! & آره دو تا قرص داد واسه لرزش دست و اون تیک عصبیا +خب نگف کی خوب میشی؟! &ن بلند شد و رفت داروهاشو بخوره &بچه ها من خیلی خستم میرم بخوابم فعلا *اوک برو رفت بالا بخوابه رو ب بچه ها گفتم *این دیوونه کنندس اون دو سال و نیمه ک غیبش زده نگا کنید ملینا چیشده ملینا کی از
ملینا : دیروز رفتم بیمارستان و قبول کردن آزمایشی اونجا کار کنم خوشحال شدم چون بعد از دانشگاه با لرزش دستم و تیکای عصبیم دیگه کاری پیدا نکردم بچه ها اومده بودن خونه ی ما دنیا و مارال داشتم توی راه رو پچ پچ میکردن حواسشون ب من نبود داشتم رد میشدم و حرفاشونو شنیدم دنیا @میگم امیرم میاااد مارال +خب ما ک نمیتونیم بعد این چند سال یهو امشب ببریمش پیش اون @ولی این ی شانسه باید ببریمش +خب اون ک نمیاد مهمونی @پس برا چی دارم ب ت میگم +نمیدونم حالا فک میکنم دربارش .
دنیا : بعد از دیدن اون صحنه هممون دیوونه شدیم ملینا رفت بیرون و سیگار میکشید امیر و اون زنه رفتن ی گوشه و وایسادن بعد از چند دقیقه رفتم بیرون ملینا توی ماشین نشسته بود و از آشغال سیگارایی ک بغل پاش افتاده بود معلوم بود 4 تا سیگار کشیده من *بسه دیگه خواهش میکنم با چشمای قرمز زل زد بهم انقدر نوشیدنی خورده بود ک مسته مسته بود و یهو بیهوش شد . . . . . رسوندیمش بیمارستان و با چند تا سرم و دارو بهوش اومد ساعت حدود 3 و نیم شب بود پرستار گف نمیشه الان مرخصش کنیم
ملینا : امیر اومد داخل و کنارم نشست حواسم ب سیگارم بود آروم گفت -خوشحالم ک اون موضوع رو خیلی زود فراموش کردی نگاه ترسناکی بهش کردم و با صدای خش دار گفتم *اگه ب این میگی فراموشی آره من فراموشت کردم در باز شد و ماندانا اومد توو نشست کنار امیر قلبم تیر میکشید نفسم بند اومده بود سریع بلند شدم و رفتم توو خونه نشستم رو مبل خیره شده بودم ب فرش بعد از دو دیقه بلند شدم و رهام : ملینا بلند شد و افتاد زمین تیک تیکش اود کرده بود میلرزید سیاهی چشماش غیب میشد بدنش قفل
امیر : وسایلای مورد نیازمو برداشتم رفتم پایین ملینا روی صندلی توی آشپزخونه نشسته بود و ب زمین خونی و پر شیشه خیره شده بود رفتم نزدیکش متوجه اومدنم نشد قطره اشکی از گونه اش چکید یهو سرشو آورد بالا و بلند شد مضطرب بود تند تند صحبت میکرد *خب تموم شد وسایلاتو برداشتی بالاخره میخوای اگه اینبار رفتی بهونه ای برای اومدن نداشته باشی حالا میتونیم بریم فک کنم دیرم شد هیییی آره خیلی دیره باید برم ت ام خب خیلی کار داری منم خیلی کار دارم ت باید برای سفرت برنامه ریزی
دنیا : صب بلند شدیم از وضعمون خندمون گرفته بود بلند شدیم ی صبحونه ی کامل خوردیم کارامونو کردیم و وسایلامونو جم کردیم و رفتیم یکم دور بزنیم و بعد بریم استادیو رفتیم میدون آزادی بستنی خوردیم یکم پيدا روی کردیم رفتیم سمت استادیو یاشار و امیر میلاد همیشه ی خدا اونجان ????????‍♀️ ولی طبق معمول امیر نبود منتظر نشستیم منتظر نشستیم منتظر نشستیم تا این زنگ لامصب زده شد درو باز کردیم نوازنده ها اومدن بعد از 1 ساعت ک داشتیم همدیگه رو نگا میکردیم زنگ درو زدن امیر و ملینا

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
iSnowman محمد رضا مع‍....مقدم شعر و دلنوشته digitalmarketers سایت اینترنتی آخ عمومی سرو مووی ؛ دانلود فیلم و سریال و موسیقی متن فروشگاه تاسیساتی شیخی چاه کیچی سنتر